جهانبخش پارسا:
در مورد بازی زِل که شاید اشتباه نوشته باشم در همه ی خانه های آران و بیدگل سرگرمی بچه ها و حتی بزرگترها بود . سنگهای زل قدیما معمولا از کوزه و سفال های شکسته بود که آن را می ساییدند و گرد می کردند ، سنگهای دیگری هم به اندازه گردو رایج بود .
این بازی را "یه قل دو قل" هم میگویند و بیش از ده حرکت دارد .
حرکت اول : ابتدا سنگها را روی زمین می ریزند به غیر از یکی ، که آن را به هوا پرتاب و سریعا یک سنگ از روی زمین برداشته می شود بعد با سنگ پرتاب شده در مشت می گیرند و می گویند یه قل . بعد همین عمل را با برداشتن دو سنگ از روی زمین انجام می دهند گفته می شود دو قل ،
وهمینطور الی آخر .
در آران وبید گل بجای "یه قل دوقل" می گفتند "بر یک میرم"
" بر دو میرم" .
این بازی حرکات دیگری مثل:
یه تخ بده ، دروازه ، بشکن و نشکن وغیره هم دارد .
البته اطلاعات من کامل نیست و شاید بعضی از این مطالب هم اشتباه باشد ، تا دیگر دوستان چه بگویند.
...........................
علیرضا بنی هاشمی:
همانطور که آقای پارسا فرمودند
بازی زل یا ذل نیاز به 5 شن یا قلوه سنگ به اندازه بادام متوسط داشت.
مراحل آن شامل:
بر یک : یعنی با پرتاب یک زل به هوا یک زل روی زمین را بر میداشتیم. لذا چهار مرتبه برای 4 زل روی زمین این کار تکرار می شد.
اگر کسی نمیتوانست زل را بردارد بازنده بود و نوبت نفر بعدی بود. بازنده باید صبر می کرد تا نفر بعدی بازی خود را انجام دهد و یا ببازد .
مرحل بعد ; بر دو بود. یعنی باید دو زل را همزمان از از روی زمین بر میداشت. سختی کار مربوط به شرایطی بود که 4 زل خیلی روی زمین پراکنده باشند که نیاز به مهارت داشت تا. دوتا دوتا زلها را جمع کند.
مرحله بعد برسه: که یکبار 3 زل و بار دیگر یک زل را از روی زمین بر میداشت.
مرحله بعد برچهار یا جمعش کن بود که همزمان 4 زل را بر می داشت.
مرحله بعد بشکن : در این مرحله با پرتاب زل به هوا باید یک زل از روی زمین بر میداشتیم .باید برخورد این دو زل در داخل مشت صدا میداد که به آن بشکن می گفت.
مرحله بعد نشکن: که این مرحله بر عکس بشکن بود.
مرحله بعد کون مشت بود: در این مرحله با پر تاب زل به هوا یک زل را باید با ته مشت از زمین جمع می کردیم.
مرحله نهایی دروازه بود.
در مرحله دروازه نیز بین انگشت شست و چهار انگشت فضایی باز می کردیم. و باز ابتدا یکی یکی زلها را از دروازه عبور میدادیم ودر ادامه 2 و 3 و 4 زل عبور داده میشد.
برنده کسی بود که با خطای کمتر مراحل را پشت سر گذاشته و مرحله دروازه را با موفقیت انجام دهد.
امیدوارم دوستان دیگر نقائص را تکمیل کنند
پرویز ستاری:
درمحله ی دروازه دو حرکت افزون بر آنچه که جناب آقای بنی هاشمی فرمودند وجود داشت که فکر میکنم یکی قبل ویکی بعد از دروازه بود
قبل:گلپاییگون گل ورچین که گلپاییگون میتواند گل پایین کن باشد وبدین ترتیب بودکه همه ی مهره ها( اکبر ستاری:سنگ یا سیاله یا سنگریزه که ما می گفتیم سَی ریشه) را بدست میگرفتند یکی را سرِ دو انگشت گرفته و بطرف بالا رها نموده همزمان ۴مهره ی دیگر را روی زمین میگذاشتند.( اکبر ستاری : می گفتیم گلپایگون)
درحرکت بعدی دوباره آن یک مهره رابطرف بالا انداخته همزمان ۴۴مهره را ازروی زمین بر میداشتند.(می گفتیم: گل ورچین)
این مجموعه حرکات ۳بار انجام میشد که نباید بسوزی ( ببازی)
بعد:کَف کُن.
بدین ترتیب که هر ۵ مهره را کف دست گرفته با هم بطرف بالا پرتاب میکنیم همزمان کف دست را برمیگردانیم تا مهره ها پشت دست فرود آید .
دوباره آنهارا به هوا رها کرده همزمان کف دست را بحالت اول درآورده مهره ها را میگیریم که در این حرکت رفت و برگشتی نباید مهره ای بیفتد که بسوزی
در نهایت در هر مرحله ای که بسوزی بازی را میدی دست رقیبت وپس از سوختن او تو دوباره از مرحله ای که باخته ای کار را ادامه میدهی
پس هر کس در کل مراحل نسوزد زودتر بازی را تمام میکند وبرنده است
بسیار اتفاق میافتد که یکی تا مراحل نهایی پیش برود ولی رقیبش در مراحل مختلف هی بسوزد ولی علیرغم آن به او که در همان مرحله نهایی مرتب سوختنش تکرار شده برسد
پس در کلیه موارد مهارت لازم میباشد.
امیر بنی طبا:
نوع بازی زل یاذل یاضل یاظل که نمیدانم کدام درست است انطور که ما بازی میکردیم به این ترتیب بود که دو نفر یا چهار نفر یا سه نفر دور هم می نشستیم
اول بیشتر بگیری میکردیم
یعنی هریک بیست دانه شن را که معمولا اندازه یک نقل معمولی بود را حدود بیست سانت به هوا پرتاب میکردیم و بلافاصله پشت دستمان را در مقابل سنگها قرار میدادیم و سنگهای روی دست مانده را میشمردیم مثلا از بیست سنگ ده تا روی دستمان میماند بقیه هم به همین ترتیب این کاررا انجام داده و در نهایت هرکس که بیشترین سنگ روی دستش میماند بازی را اول شروع میکرد.
شروع کننده سنگها را طبق معمول به هوا پرتاب میکرد و مثلا هشت سنگ روی دستش باقی میماند .سپس باید طوری بازی کند که با سنگهای در دست سنگهای روی زمین ریخته شده را جمع کند .ابتدا به عنوان مثال یک سنگ را هوا میانداخت وفوری میگفت:
بر سه .
یعنی وقتی دست را باز میکرد وبه بقیه نشان میداد باید سنگها چهارتا باشد اگر کم و زیاد بود بازی را باخته و نوبت نفر بعدی میشد.
چون سنگهای روی زمین ریخته شده به فاصله ریخته شده بود در هر نوبت که یک سنگ را هوا میانداخت سعی میکرد سنگهای بیشتری را بردارد .
گاهی وقتی سنگی یا سنگهایی را که از زمین برداشته میشد طرف میگفت:
بر دو چخی.
این یعنی چه ؟
بدین معنی است که وقتی سنگهایی را که از زمین بر میداشت به جای انکه از روی دست بگیرد طوری میگرفت که پشت دست رو قرار بگیرد و چون این روش دشوار بود اومیتوانست دوبرابر سنگ از روی زمین بردارد و زودتر بازی را میبُرد و شرطی هم برای بازی میگذاشتند مثلا شخص برنده میتوانست با کف دست ضربه نسبتا محکمی را به عنوان جایزه به کمر بقیه بکوبد که این کار با خنده وشادی توام بود تا نگرانی.
منبع کانال بیدار شهر