خانواده ی مشهدی کاظم ناصری

یکی دیگر از خانواده های ساکن در خانه ی حاج قادر خانواده ی ناصری بود.
مشهدی کاظم و صدیقه خانم
دو پسر و دو دخترش در دو اتاق غرب خانه ساکن بودند
مشهدی کاظم روبروی کارخانه ی برق بیدگل مغازه ای اجاره و قهوه خانه ای دایر کرده بود.
قهوه خانه ی مشتی کاظم از جمله اولین قهوه خانه های بیدگل محسوب میشد. معمولا بساط چای و اگر اشتباه نکنم قلیان هم برقرار بود.
معمولا در خنکای غروب تابستان ,نیمکت ها را کنار خیابان و روبروی کارخانه ی برق می چیدند و با آبپاشی زمین های خاکی اطراف گرد و غبار تردد فرو می نشست و طراوتی خاص به محیط می بخشید.
با حلول سال نو و فرارسیدن بهار بساط فالوده برفی مشتی کاظم برقرار میشد. معمولا ایشان پیاده به آران میرفت و یک قالب برف یخ زده که از کوههای کاشان تامین میشد را خریداری و به قهوه خانه میاورد.
تهیه ی رشته های نشاسته به صورت سنتی مشکلات خاص خود را داشت. پودر نشاسته را در آب حل میکردند و در دیگ میپختند و سپس از قالب هایی که انتهای آن سوراخ ریز بود با فشار دسته چوبی مانند سیلندر و پیستون عبور میدادند.
نشاسته مانند رشته در آب سرد جمع میشد و آماده برای مخلوط کردن در برف و تبدیل به فالوده میشد.
کوچک ترین پیاله ی فالوده که کاسه سفالی بود یک ریال وکاسه ی چینی متوسط 2/5 ریال و کاسه بزرک 5 ریال بود.
پسران مشهدی کاظم حاج ماشالله و آقا جواد نیز به حرفه چله دوانی مشغول بودند.
آنها سالهای مدیدی در خدمت صنعت فرش دستباف بیدگل بودند.
با افول فرشبافی این دو نیز از حرفه چله دوانی دست کشیده وبه شغل دیگر روی آوردند.