خانه قدیمی حاج عباس شاطریان بیدگلی
تو خونه ی قدیمی پدری ما یه چاه آب شرب بود،تقریبا پانزده متر عمق داشت
پدرم یه پمپ آب توسط حاج محمد بیدگلی توی چاه نصب کرده بود،قبل از اینکه آران و بیدگل را لوله کشی آب شهری بکنند
یک چاه عمیق تقریبا در محل فعلی نماز جمعه حفر کرده بودند و منبع آب بزرگی در آنجا نصب کرده بودند
اما متاسفانه آب این چاه تلخ و شور بود و به درد خوردن نمیخورد
اما لوله کشی در کوچه های آران و بیدگل انجام شد و به مردم امتیاز آب فروختند
حداقل این آب برای شستشو ،حمام کردن و مصارف دیگر خیلی به درد بخور بود
توی بعضی کوچه ها یه شیر آب عمومی و رایگان نصب کرده بودند بنام آب فشاری
ایده ی خیلی خوب و پسندیده ای بود ،اما قابل شرب نبود ولی خیلی از مشکلات بهداشتی رو حل میکرد.
و اما آب شرب چاه خانه ی خودمان
هر روز بعد از ظهر یک ساعت قبل از اینکه کارخانه ی برق را روشن کنند مردم زیادی از پای لوله سر حوض
تا توی کوچه صف میکشیدند ،
با ظرفهای جور وا جور که در دست داشتند که عموما کوزه های سفالی بود
و من شاهد شکستن بسیاری از این کوزها بودم
گاهی بیشتر از چهل پنجاه نفر تو صف بودند تا برق بیاید و بعضی وقتها سر نوبت دعوا میشد.
برق که می آمد من مسئول پمپ آب بودم که این برایم سمت بسیار مهمی بود.
پمپ را که روشن میکردم مردم به نوبت ظرفها را پرکرده و خوشحال از خانه بیرون میرفتند که تقریبا آب خوردن کُل محله را تامین میکرد.
این موضوع چند درس مهم به من داد
که اولا پدر و مرحومه مادرم متواضعانه و بدون هیچ اخم و تَخمی و با لذت این زحمت را متحمل میشدند
و درس مهمتر اینکه امیر برادر بزرگم ،که نزدیک چهار دهه هست خارج ازکشور زندگی میکند آب را برای تمام پیرمردها ،پیرزنها و ناتوان ها،با کمال میل تا درب اتاقشان میبرد
و هنوز هم این خصلت در وجودش
بیشتر از قبل میباشد.
من که عاشق کوزه های شکسته بودم ،سر و ته آنها را با اَرّه می بریدم و قسمت وسطی کوزه به شکل تنور نانوایی باقی میماند.
که این تنورها را پشت خانه مان که باغچه ای بود کار میگذاشتم و از پدربزرگم شاطر ابراهیم آرد میگرفتم خمیر میکردم و نان میپختم که اسم اون نان بود لولوچه یا نولوچه و بین هم بازی های محل باعشقی پاک و تمام تقسیم میکردم و باهم بازی میکردیم.
برایم لذت خاصی داشت
آن وقت به اصل و نسبم برمیگشتم که نامش خلیفه بوده.
حالا من که شصت ساله شده ام نمیدونم شاعرم یا شاطر یا هیچکدوم.
یاد آن همه دوستی ها و بی آلایشی ها بخیر.
نام :حسین بیدگلی بیدگلی