سفرنامه خراسان / قسمت بیستم
یکی از جاهایی را که درمسیر شمال کشورتمایل به دیدنش داشتم چشمه بادآب سورت در روستاهای اطراف کیاسر بود برای همین از شهر ساری به طرف کیاسر رفتم .
چشمه پلکانی باداب سورت که در ادامه همین پست عکسهای بیشتری از آن ببینید
جاده ساری به کیاسر بسیار زیباست مخصوصا اینکه رودخانه پر آب تجن تقریبا در تمام مسیر راه به چشم می خورد .
دقایقی از غروب گذشته است که وارد شهر کیاسر می شوم ، کیاسر شهر کوچک ومحرومی است نه مسافر خانه ای داردجایی و نه امکانات عمومی خاصی ، یک پارک کوچک تقریبا خالی از درخت دارد که تمامش سنگ فرش است برعکس پارکهای شهر ما که شبها پر ازجوش و خروش مردم است در پارک کیاسر هیچ کسی دیده نمی شود بنا بر این می روم کنار مسجد جامع شهر ودر آنجا چندین ماشین دیگراز مسافران شمال مثل من همین طورول معطلند .
نمای میدانی در کیاسر
درب مسجد باز است ، وضو می گیریم و نمازی می خوانیم ، برعکس نمای درب ورودی مسجد معماری داخل آن بی روح و فاقد اسلوب مذهبی اسلامی است .
کیاسر جایی نبود که من بخواهم روز بعد را در آنجا باشم ولی مجبور بودم شب را در آنجا بمانم دلیلش را می گویم: یک تجربه ای از سفر دارم که به شما نیزسفارش می کنم اگر قصد دارید از جایی عکسهای خوبی بگیرید که فاقد آلودگی انسانی باشد حتما سعی کنید طوری خودتان را به آنجا برسانید که صبح خیلی زود باشد حتی قبل از طلوع خورشید، چون دیگران هنوز در خوابند و شما با آرامش و با لذت از آنجا بازدید کرده اید و عکس گرفته اید به همین دلیل من شب را در کنار پمپ بنزینی در کیاسر خوابیدم و یک ساعتاتی قبل از طلوع خورشید که هنوز هوا تاریک بود به سوی باد آب سورت حرکت کردم .
هوا تاریک و روشن بود که به سه راهی تلمادره رسیدم در سراهی تلمادره یک مسجد قرار دارد و پمپ بنزین و چند مغازه و یک تابلو زرد رنگ که فقط بر رویش نوشته بطرف سورت .
وارد به جاده سورت می شوم از اینجا تا باد آب سورت تقریبا 35 کیلومتر راه است جاده بسیار باریکی است این جاده از روستاهای کوات ، اروست ومالخواست و پشرت و باد آب سورت می گذرد ودر انتها وارد یک جاده خاکی کوهستانی می شود که 4 کیلومترآن را باید در کنارمسیر رودخانه گذشت ماشین پراید من بسختی از آن مسیر عبور می کرد .
دو روز قبل از رسیدن ما به اینجا بارندگی زیاد شده بود و سیل بیشترمسیر خاکی جاده را با خود برده است و ما تنها کسی هستیم که در آن صبحدم در این بیابان و این جاده خاکی و سخت گذر به کندی در حال حرکتیم هیچ کس در هیچ جای دیده نیمشود فقط جای چرخ چند ماشین که از دیروز کف جاده مانده ما را امید وار کرده وبا خود میبردو امیدواریم که کسی در انتهای راه ببینیم .
کمی به خودم شک می کنم که آیا مسیر را درست آمده ام یا نه برای همین از چی پی اس مبایل امید پسرم کمک می گیرم و می بینم بله درست است و بسیاربه محل چشمه نزدیک شده ام بعد از 10 دقیقه از دورچند درخت می بینم و یک گله حیوان و بعد چند ماشین نیسان آبی که کنارهم ایستاده اند و من و خانواده از دیدن آنها خوشحال شدیم .
به نزدیک نیسانها می رسیم یکی از رانندگان نیسان ما را به داخل پارکینگی که خودشان درست کرده بودند هدایت می کند و بعد از سلام می گوید اگر می خواهید به بالای کوه بروید و چشمه را ببینید می توانید با نسیان بروید هر نفر 5000 هزار تومان به او می گویم تا بالای کوه چقدر راه است می گوید 3 کیلومترو من چون نه حال پیاده روی دارم و نه ماشینم بدرد کوه می خورد قبول می کنم و با پرداخت 30 هزار تومان سوار نیسان می شویم .
راننده نیسان شخصی است به اسم عباس علی احمدی او مرد خوبی است و سعی داشت ما را راهنمایی کند و در مسیر کوه از چشمه باد آب سورت برایمان گفت . بنظر میرسید چشمه را قسمتی از ارث پدر بزرگان خود میدانند
تازه آفتاب زده است و ما اولین دیدار کننده باد آب سورت در صبح جمعه هستیم ، صبح بسیار دلپذیری است و دیدن چشمه و مناظر اطراف من عاشق طبیعت را از خود بیخود می کند ،
نور است که از دل کوه بیرون می آید با دیدن چشمه من خالق این اثر زیبای طبیعی را ستایش می کنم و می گویم یا نور وفوق کل نور
در تمام جهان سه نوع از این چشمه ها وجود دارد و زیباترین آن در ایران و همین چشمه باداب سورت است
به گفته دانشمندان این زیباترین چشمه پکانی جهان است و حدود 200 سال طول می کشد تا یک پلکان رسوبی 10 سانتی از این حوضچه ها تشکیل شودآب آن هم مربوط به عصر یخبندان است
وشما راحت باشید هیچ کس درچشمه باد آب سورت مانع تخریب این اثر ارزشمند نمی شود و ما چند سال دیگر آن را نخواهیم داشت
مثل نابودی یوز ایرانی ببر ایرانی و انسان فهیم ایرانی

این هم قسمتی از باداب سورت که از میان رفته است




نام :حسین بیدگلی بیدگلی