سفرنامه خراسان / قسمت سیزده هم
آمدم سمت غریب الغربایی که تویی ...
سحرم رضوی 15/ 5 / 94
آمدم سمت غریب الغربایی که تویی
آمدم سر بسپارم به رضایی که تویی
چون دخیلی گره در پنجره فولاد شما
ما همیشه دلمان بسته به جایی که تویی
ذره ای معرفت از مهرتو کافی ست مرا
آه سوگند به خورشیدخدایی که تویی
مثل نقّاره زنان حرمت آقاجان
دل سپردیم به آهنگ رسایی که تویی
شمسه ی پنجره های ملکوتی به خدا
آسمان پرشده از ماه لقایی که تویی
سخن از لطف توبسیار و قوافی اندک
باید از عشق بخوانیم و صفایی که تویی
مصطفی مهیمنی/ آبان و آذرماه1393
....
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۴ ساعت 8:33 توسط حسین بیدگلی
|
نام :حسین بیدگلی بیدگلی