مراسم اختتامیه سومین جشنواره فیلم و عکس در آران و بیدگل

در غروب پنجشنبه بیست و هشتمین روز از شهریورماه سال 1392 مراسم اختتامیه سومین جشنواره فیلم کوتاه و عکس فانوس در سالن اندیشه اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان آران و بیدگل بر گزار شد .

در این مراسم که با حضور علاقمندان درحوزه فیلم و عکس و تنی چند از مهمانان صورت گرفت به بر گزیده گان در دو بخش فیلم و عکس تندیس جشنواره و لوح سپاس اهدا شد.

میهمانان ویژه این مراسم آقایان زاوان قوکاسیان مدرس دانشگاه ، نویسنده ومنتقد بزرگ سینمای ایران و همچنین آقای عباس گنجوی ملقب به پدرتدوین سینمای ایران و تنی چند از صاحب نظران در حوزه سینما و عکس که از کاشان و آران و بیدگل و گروهی از مسئولین شهرستان آران و بیدگل برگزار گردید.

در مراسم اختتامیه جشنواره فیلم و عکس یک کلیپ از آثار عکسهای من با نام نگاه اول بر روی پرده رفت که با استقبال کم نظیرحاضرین دراین مراسم روبرو شد در این کلیپ تصویری من کوشش کرده بودم تا تصاویری از بافت تاریخی شهرستان آران و بیدگل و آثار دیدنی شهر  وچند پرتره و قسمتهایی از زندگی مردم شهرم را به تصویر بکشم.

 در بخش عکس این مراسم رتبه سوم  به یکی از آثارمن که با موضوع بافت تاریخی شهرستان آران و بیدگل بود تعلق گرفت که از طرف برگزار کنندگان جشنواره لوح سپاس به بنده اهدا شد .

در اینجا جا دارد از زحمات شبانه روزی برگزار کنندگان این جشنواره مخصوصا از آقای میثم نمکی رئیس اداره فرهنگ و ارشاد و آقای قربانی مسئول سینمایی و فیلم عکس اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان آران و بیدگل و تمام عزیزانی که کوشش نمودند این جشنواره به خوبی برگزار شود کمال تشکر و قدر دانی را بنمایم .


استاد عباس گنجوی نویسنده و تدوین گر فیلم

استاد زاوان قوکاسیان مدرس دانشگاه و منتقد فیلم



استاد شافعی داور در بخش عکس

آقای قربانی مسئول سینمایی اداره ارشاد آران و بیدگل که در برگزاری این مراسم زحمات زیادی کشیدند

من در کنار عکاسان برگزیده آران وبیدگل نفر اول از راست

محمد علی دهقانی نویسنده و روزنامه نگار

آقای قدرت اله جمالی هنرمند در بخش موسیقی محلی که در این مراسم حضور داشت

آقای مهندس امینیان که در این مراسم من را مورد لطف خود قرار دادند و از آثار عکس من و کلیپ تصویری پخش شده در مراسم  بسیار تجلیل و تعریف کردند.

 بافت تاریخی یکی از آثار من که رتبه سوم جشنواره عکس فانوس را به خود اختصاص داد

ادامه نوشته

کتاب گام سوم در جمع خبر نگاران رونمایی شد


 گام سوم با موضوع ۶سال فعالیت شهرداری آران و بیدگل و شورای شهر روز پنج شنبه گذشته در جمع خبر نگاران آران وبیدگل توسط آقای مهدی عموزاده شهردار آران و بیدگل رونمایی شد.

به مناسبت روز خبر نگاری که گذشت

به مناست روز خبرنگار از تعدادی از خبرنگاران و و نویسندگان رسانه آران وبیدگلی در سالن کنفرانس شهردارای آران وبیدگل تقدیر و تجلیل صورت گرفت.

این مراسم با همت اداره فرهنگ و  ارشاد اسلامی آران و بیدگل ، شهرداری  و پرتال خبری شهرستان آران وبیدگل برگزار گردید. 

در این مراسم از پیشکسوت روزنامه نگاری و خبرنگار روزنامه کیهان آقای محمد

 دهقانی تجلیل گردید.

همچنین تقدیر نامه ای به من اهداء شد که متن آن بدین شرح است:

شماره 682/92/22/5

تقدیر نامه

خبر نگار نیک گفتار / نغز گفتار / راست گفتار

جناب آقای حسین بیدگلی

ضمن عرض تبریک به مناسبت فرارسیدن روز خبر نگار:

از اینکه در راه حقیقت و رسالت خطیر و سترگ آگاهی بخشی به مردم از طریق اطلاعات دقیق و وثیق به تصویر عینی از واقعیت تلاش نموده اید و در راه دست یابی به اطلاعات حقیقی و موثق همسوبا وجدان اخلاقی و شرافت حرفه ای با رعایت احترام به حق فردی ، حفظ حریم و اسرار خصوصی و شوون انسانی که مطابق با قوانین ملی و بین المللی مربوط به حفظ حقوق شهرت با معیارهای اخلاقی است ، اهتمام ورزیده اید تشکر می نماید و به پاس صداقت و امانت و در کمال شرافت و فضیلت این لوح سپاس تقدیم حضورتان می گردد.

نعمت الله قبایی

مدیر مسئول پرتال خبری تحلیلی شهرستان آران و بیدگل

 

میثم نمکی

رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان آران و بیدگل


 چند عکس از این جلسه


من در کنار محمد دهقانی

در تنفس این روزها / عید سعید فطر مبارک باد


گزارش تصویری از بر پایی مراسم نماز عید سعید فطر در امامزاده هادی بیدگل

برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

در تنفس این روزها / قسمت هفتم

گزارش تصویری از مراسم  شب بیست سوم ماه مبارک رمضان در باب المراد امامزاده قاسم (ع)

برای دیدن تصاویر بیشتر به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

در تنفس این روزها / قسمت پنجم

گزارش تصویری از مراسم جشن میلاد فرخنده امام حسن مجتبی (ع) در مرکز قائمیه بیدگل محله معین آباد 

برای دیدن عکسهای بیشتر به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

مرکز قائمیه بیدگل برگزار می کند



به مناسبت ولادت حضرت امام حسن مجتبی (ع) مراسم جشنی امشب در حسینیه قائمیه بیدگل مرکز هیئت امام حسن مجتبی (ع) برگزار می گردد .

زمان : ساعت 22 الی 24

مکان : خیابان معین آباد قائمیه بیدگل



دو خبر کوتاه


خبر اول : سخنرانی استاد حسین سقایی با موضوع نهج البلاغه ، روزهای دوشنبه و پنج شنبه  هر هفته در ماه مبارک رمضان در کانون شهید بنی طباء ساعت 19 برگزار می گردد علاقمندان می توانند از صحبتهای آقای سقایی استفاده نمایند.


خبر دوم : مراسم جشن ولادت حضرت قاسم ابن الحسن در شب ششم ماه مبارک رمضان در مرکز هیئت قاسم ابن الحسن محله حاج عبد الصمد برگزار گردید .

گزارش تصویری این مراسم را در ادمه مطلب مشاهده کنید.

 

ادامه نوشته

همراه با نواهای ماندگار شهرمان

شب جمعه ای که گشت علاقمندان به موسیقی ، شب زیبایی را در مرکز کتابخانه دار الارشاد محله سلمقان سپری کردند.

به گزارش تصویری بنده از این مراسم توجه کنید.


برای دیدن عکس های بیشتر به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

در عصر گاه هفتمین روز ...


مراسم هفتمین روز درگذشت مرحوم حاج علی بیدگلی


روز سه شنبه 24 / 2 / 1392 

 از ساعت 17 الی 19 

مکان : خیابان معین آباد حسینیه قائمیه بیدگل 

در پایان جلسه مراسمی هم در کنار آرامگاه آن عزیز از دست رفته بر گزار خواهد شد


فاطمیون بیدگل / قسمت اول


عکسهای روز شهادت حضرت فاطمه (س)  در چهار قسمت آپلود شده است 

لطفا برای دیدن قسمت اول روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

وداع...


وداع ...

در مراسم تدفین مرحوم خیرالله خالوئیان  آقای سید فخرالدین مصطفوی در سخنانی کوتاه از 

آن بابای شهید به نیکی یاد کردند و با جملاتی یاد فرزندشهید او محمد خالوئیان را گرامی داشتند .

همچنین آقای حاج امرالله جندقیان هنگام دفن آن مرحوم کنار خاکش چند دقیقه ای به مداحی

و روضه خوانی پرداختند.

حضور خانواده های شهدا در این مراسم چشمگیر بود.

مراسم کلنگ زنی شهرک بهارستان

روز جمعه کلنگ ساخت خانه های شهرک بهارستان بر زمین زده شد شهرک بهارستان در زمینهای واقع در پشت زیارت هفت امامزاده ساخته خواهد شد  .

قبل از این مراسم  از50 ورزشکاردونده کشوردعوت شده بود تا ضمن شرکت در یک مسابقه دو

 صحرا نوردی لحظات شادی را برای مردم حاضردر مراسم  بیافرینند .

تعدای از دوندگان آران وبیدگلی هم  در رده سنی نوجوانان  جداگانه در مسابقه شرکت کردند و در پایان  به برندگان  جوایزی اهدا شد. 

لطفا به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

گزارش تصویری از مراسم بزرگداشت مرحوم حاج عباس کریمشاهی در زورخانه ابوالفضل بیدگل

گزارش تصویری از مراسم بزرگداشت مرحوم حاج عباس کریمشاهی در زورخانه ابوالفضل بیدگل

بقیه عکسها را در ادامه مطلب ببینید


ادامه نوشته

ریزش اشک...!


نرسیده به بعضی از خاطره ها باید نوشت :

آهسته به یاد آورید ، خطر ریزش اشک ...!


اولین سالگرد در گذشت مرحوم احمد سعیدی

 پنجشنبه 12 / 11 / 1391

ساعت برگزاری :  15 الی  17

مکان : امامزاده هاشم (ع)  مهدیه بیدگل   



گزارش تصویری از شب تاسوعاء در بیدگل

چند عکس از دو هیئت بزرگ بیدگل در شب تاسوعا انتخاب کرده ام که در ادامه مطلب در دو بخش می بینید


بخش اول هیئت ابوالفضلی محله فخارخانه 

بخش دوم هیئت حسینی محله  دربریگ 


قبلا از هیئتی های عزیز پوزش می طلبم بخاطر اینکه من دوربین ضعیفی دارم و عظمت این دو هیئت را نتوانستم درست به تصویر بکشم.

برای دیدن عکس ها ی بیشتر به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

شب هشتم و هیئت محله مختص آباد



گزارش تصویری از هیئت حسینی محله مختص آباد بیدگل

لطفا برای دیدن تصاویر در قسمت پایین روی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه نوشته

طوق

طوق

به نظر من

طوق یکی از نمادهای عاشورایی است  و  نشانگر زنی است که از شدت داغ و مصیبت کمرش خمیده شده است و قادر به راست کردن آن نیست  او چادر و چارقدش را بر روی صورت گشیده تا نا محرمان چهره غمدیده اش را نبینند . طوق سنبل مصیبت اهل حرم بعد از شهادت امام حسین (ع) است . در جلو طوق آینه می بینیم آینه جز لوازم زنانه است که رو به ما قرار دارد نه رو به طوق و حتما فلسفه ای در این آینه جلو طوق نهفته است که من نمیدانم گاه دو طوق کوچک در دو طرف یک طوق بزرگ می بینیم این نماد کودکان یتیمی هستند که توسط زنی که بزرگ آنها است در آغوش گرفته شده اند که آن زن آنها را دلداری و حفاظت می کند .

ما در طوق نوعی حزن می بینیم  از او نوعی آوای غم می شنویم که رو به زمین ناله می کند دیدن طوق از بچگی نوعی غربت غمبار و نوعی ماتم را در من تداعی می کرد نه نشاط را... بنظر من این اشتباه است که آقای عنایتی در باره طو ق نوشته اند : (ما همین طوق را که نشانه سپه سالاری سرداران مغول بوده است ، وارد به فرهنگ و آیین شیعی کردیم و آن را نشانه اقتدارسرداران کربلا دانستیم...

رنگارنگی پارچه های آویخته به طوق و آینه و منگوله و همه اینها در اصل ، نشانه ای از تلاش ماست برای دسترسی به نشاط. یک نشاط ملّی و همگانی که همه در آن شریک باشند.) 

که در باره این جملات باید تجدید نظر شود.

نظرات دوستان در مورد طوق

چهارشنبه 1 آذر1391 ساعت: 11:24توسط:عباس ایمانیان بیدگلی
سلام
به نظر بنده طوق شاید در اصل وارداتی باشد اما هویت و اصالتی آیینی دارد طوق که امروز بدین هیأت در حسینیه ها و هیآت ما مشاهده می شود حاصل تلفیق آداب و رسوم ملی مذهبی ماست.
تشبیهات شما در مورد اجزای طوق و هیأت خمیده آن زیبا بود اما طوق از همان اول به این شکل نبوده و قطعا آداب و عادات کهنه و اصیل ما در گذر ایام چیزی بر آن افزوده و کم کم به این شکل در آمده برای مثال آینه های که به آن وصل است و به سمت جلو قرار گرفته برگرفته از علم هایی است که در جنگها آینه هایی را بدانها می آویخته اند تا بازتاب نور خورشید از آن چشم دشمن پیش رو را خیره و در موقع جنگ او را گیج کند همچنین پارچه یا دستمال ها رنگارنگی که دوش او را پوشانده نشان دخیل بستن و توسل است که از آداب قدیمی ماست و مرغ هایی که در قالبی آهنین بر اطراف آن نشسته اند باز تمثیلی عرفانی دارند از آزادی و رهایی و آزادگی و بی شک خمیدگی آن خود نشانی است از قامتی که در اثر مصیبت و غمی دراز انحنا پیدا کرده و زنگی که بدان متصل است نشان همان زنگ کاروان و وسیله ای برای اعلام خبر به کسانی است که منتظر بازگشت عزیز یا رسیدن کاروانی هستند.
و در کل یادگاری از سنتی قدیمی و آمیخته با باورها و آیین های کهنه ماست که همچنان جایگاه خود را به عنوان عضوی از هیأت حفظ کرده و در رهگذر تاریخ به ما رسیده.


چهارشنبه 1 آذر1391 ساعت: 10:5توسط:طرقه
سلام وقت بخیر 

طوق از هرکجا که آمده باشدو هر پیشینه ای که داشته باشد اکنون در عزاداری های محرم نشان و یاد آور هیبت وشکوه وهول وهراس میدان جنگ است تا عزادار که سالها از میدانهای جنگهای تن به تن فاصله گرفته است با مشاهده علم ها وکتل ها وطوق ها و بوق وکرنا وطبل ها ودهل ها در فضای واقعی میدان جنگ قرار بگیرد تا عمق فاجعه را بهتر درک کند.فضاسازی برای درک زمانی واقعه ومصیبت کربلابهترین دلیل استفاده از این ابزار است.

پنجشنبه 2 آذر1391 ساعت: 8:25توسط:محمد
با سلام 
طوق هیئت حسینی دربریگ برای من احساسی مبهم از غم و هیبت ایجاد می کند.
 

جمعه 3 آذر1391 ساعت: 11:51توسط:غریبه
سلام ادله شما برای طوق درست است .در گذشته سندی از طوق در زیارت امامزاده قاسم دیده بودم.در ضمن معجزه ای برای ساخت طوق توسط رمضانعلی هوشنگی از هئیت سلمقان تعریف می کرد برام خیلی جالب بود



حمامی ها ی بیدگل / قسمت دوم

پسر حاجی زنبیل را بیار اینجا زنبیلش را آنجا که گفته بود  گذاشتم در طول مسیر خصوصا آن

سراشیبی که منتهی می شد به خانه آقا میرزا مواظب بودم وسایل از دستم نیفتد بعد از گذاشتن...


ادامه نوشته

شعر سبز سبزواری

 

نزدیکی های غروب هشتمین روز از شهریور ماه به همت و پایمردی آقای میثم نمکی ریاست محترم اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان آران و بیدگل جلسه شعری به مناسبت بزرگداشت شهدای کارمند و هفته دولت در سالن اجتماعات اداره ارشاد برگزار گردید در این جلسه  جمعی از شعرا به شعر خوانی پرداختند  که بسیار شنیدنی بود .

میهمان محترم جلسه  آقای استاد  حمید سبزواری  بود ، استاد سبزواری سراینده  سرودهای ابتدای انقلاب است حاضرین در جلسه هم از شنیدن صحبتهای این شاعر و هم از اشعارش استفاده نمودند .

در بعد از ظهر همین روز استاد به همراه فرزندش محسن سبزواری و آقای  میثم نمکی و همچنین مسعود فرزانگان  از آرامگاه مولانا حاج سلیمان صباحی بیدگلی دیداری داشتند  که توجه شما را به گزارش تصویری آن دیدار جلب می کنم .

 


 چهره استاد

بقیه عکس ها را در ادامه مطلب ببینید

ادامه نوشته

چند جمله در حاشیه ی جلسه هم اندیشان توسعه بیدگل

 ضمن تشکر از مسئولین و برگزار کنندگان جلسه توسعه بیدگل به آنها توصیه می کنم در جلسات آینده ، حالاهر جلسه ای که باشد و پیرامون هر موضوعی اگر می خواهند بروشور ومجله ای به شرکت کندگان بدهند آن را در آخر جلسه و یا هنگام خروج افراد شرکت کننده به آنها تقدیم کنند چون متاسفانه بعضی افراد حاضر در جلسه هنگام سخنرانی بجای گوش دادن به صحبتهای سخنران حالا قیرتشان می گیرد مجله بخوانند وتوجهی به سخنرانی نکنند این کار نوعی توهین به حاضرین و سخنران قلمداد میشود. عوام در این مورد مثالی دارند به این مضمون : آهای دارم حرف می زنم یابو که آب نمیدم .

..... 

به شیخ احمد روحانی  هم پیشنهاد می کنم برای مستحکم تر شدن اتحاد شهرستان آران وبیدگل در سخنرانی هایش مسائل گذشته شهررا مجددا زنده نکند، باز گو کردن این حرفها مثل آتش زیر خاکستری می ماند که بعد از گذشت سالها بهش هی فوت کنیم تا دوبار روشن شده و دود کند مسلم است دودش اول توی چشم خودمان میرود.

...

در جلسه بنری به چشم می خورد که بر رویش نوشته شده بود (موسسه نیک اندیشان توسعه..) ! گویا برگزارکننده گان می خواستند با نشان دادن این بنر جلسه را بسوی پیشرفت و توسعه ی شهرک صنعتی پیش ببرند نه بیدگل .

.........

بنظر من تبلیغات مراکز خصوصی در این جلسات لزومی ندارد وبجای نمایشنامه به زبان خارجی که برایم خسته کننده بود اگر از ماشالله قنبری دعوت میشد و می آمد چند تا شعر به زبان دهی می خواند خیلی جالب تر بود.

....

برای دادن جایزه به افراد باید دقت شود به کی می خواهند جایزه بدهند به ما که ندادند بماند اما بعضی از افراد شرکت کننده که آمدند جایزه گرفتند برایشان این جلسه و توسعه بیدگل یا آران یا آران وبیدگل اصلا مهم نبود آنها آخر جلسه آمدند دودقیقه نشستند جایزه هایشان را گرفتند آبمیوه و کلوچه هایشان را خوردند ورفتند ویا اصلا در جلسه نبودند که بیایند جایزه بگیرند .!

.....   

 

در جلسه من شده بودم مثل آقای گرانمایه !، برایم جالب بود که حدود 80 درصد از شرکت کنندگان درجلسه من را می شناختند ولی من فقط 30 درصدشان را تا آن روز دیده بودم اما در احوال پرسی ها طوری نشان می دادم که همه را بارها دیده ام.

......

آهای با تو هستم آقای شرکت کننده ، جلسه که خونه ی خالد که نیست چاک دهنت را پنج دقیقه باز می کنی تا بیخ حلقت پیدا بشه وبعد دستهایت را بلند می کنی بعد قد می کشی و دو دسته و محکم چند بارمشتت را توی سینت میزنی  وبلند میگی های های حالم جا آومد . من که ادعای فرهنگی بودن هم ندارم این کارها را نمی کنم .

....

چرا در انتهای جلسه از رالی سمبک حرفی گفته ویا اطلاعی داده نشد ؟

.....

پیشنهاد می دهم در جلسات آینده ازآقای مهندس حسین رضا حاجی بیدگلی هم دعوت شود . ایشان مهندسی ومدیریت منابع آب رادراستان قم دارند.

.....

بعد نیست در این گونه جلسات یادی هم از شهدای شهر مخصوصا شهدای بیدگل بشود آنها اولین قدمها را برای توسعه برداشتند. 


مراسم شب اسفندی

برای خواندن مطلب به پست زیر مراجعه شود.

امشب در آران و بیدگل شب اول ماه اسپند است

حمام اصالت ها قسمت اول

شب که از سر کار آمدم خونه  خیلی خاکی خولی بودم ، یک جورایی  هم ازشدت کثیفی وعرق   تن وبدنم می خارید ، سالها ی دور ودرازی بود که حمام بیرون نرفته بودم ، ساک لباس هایم را برداشتم و مسقیم رفتم کوچه ی عصارا حموم حاجی محمد . کوچه ی عصارا قدمتی به اندازه ی تاریخ بیدگل دارد و اگر دقت کنی می توانی بوی اصالت های ناب گذشته  را بر در و دیوار این کوچه حس کنی. چند چراغ تیر برق با نور زرد رنگشان فضای تاریک داخل کوچه را روشن کرده بودند.

 در گذر از این کوچه من یاد پشکم  می افتم ، یاد خونه ی کشکی ها  یاد خانمه ی غولی ، یاد ماجو ثریا  او مادر بزرگ پدری عیالم بود زن تمیز وبا ایمانی  که سالها در کنار همسرش  علی سعیدی  معروف به ( علی عطار) در این کوچه زندگی کرد وبعد از مرگ شوهرش رفت تهران  خونه ی دخترش زنده یاد انسیه خانم سعیدی زن حسین آقا رحیمی.

به حمام که رسیدم درب چوبی وآبی رنگ حمام با آن گل میخهای درشت قدیمی اش نیمه باز بود. روی تخت گاه  درب کمی نشستم و نگاهم را به  مسجد جعفر که روبروی حمام است انداختم. عمه ام ظریفه خانم بیدگلی زنده که بود سه وقته میرفت به این مسجد تا نماز اول وقت بخواند.

  اوسا حسین مرشدی بابا و کلید دارمسجد از مسجد  بیرون  می آمد، به او سلام کردم وشروع کردیم با هم اختلاط کردن اوسا حسین مرد خون گرمی است من هیچ گاه از مصاحبت با او خسته نمی شوم  اوخراط  ونجارماهریست واز طریق این حرفه امرار معاش می کند یادم باشد سرم که خلوت شد یک پست  مطلب در وبلاگم برایش بنویسم  . با اوسا حسین خدا حافظی کردم.

درب حمام را گشودم واز چند پله پایین رفتم وبعد از یک پیچ به سر حموم رسیدم ، سر حموم از یک هشت ضلعی منظم تشکیل شده است که هشت ستون  سقف را نگهداری می کنند  حوض کوچک وزیبایی در وسط سردخو نمایان بود.

.............................................................................

چند روز پیشا زنهای فامیلم رفته بودند در همین حمام  (حموم زیسمو )  شاید باورتان نشود که نوزاد تازه متولد شد ه  ندیده ی ماجو حمیده باشد ماجو حمیده مادر بزرگ مادری عیالم محسوب می شود . ندیده به ششمین پشت آدم گفته می شود .   ماجو حمیده حالا بیش از صد سال سن دارد  اگر بخواهم یک شجره نامه ی شش پشتی برای نوزاد بنویسم  باید بنویسم  ما جو حمیده مادر  انسیه خانم ، حاجی گوهر دختر انسیه ، فاطمه  دختر حاجی گوهر ،عطیه  دختر فاطمه ونوزاد کوچک مریم دختر عطیه .   (خودم هم سر در نیاوردم چی نوشتم) .

در بیدگل حموم زیسمو با مراسم خاصی همراه است که بعد از دعوت از زنهای فامیل و آشناها همگی میروند حمام ، در حمام چند نوع داروی گیاهی به نام های وسمه ، نرو ماده ، عسل ونارگیل را با هم ترکیب می کنند سپس داروی ساخته شده توسط زنی به نام دوسی حمومی بر بدن مادر نوزادمالیده می شود ،  دوسی با کمی مشت ومال در اصطلاح ما بیدگلی هابدن  را جا می اندازد  بعد همراهان زیسمو شروع به خوردن نوعی نوشیدنی به نام تخم شربتی  میکنند که همراه با میوه های فصل مثل سیب وپرتقال ، انار است خوردن این میوه ها در حمام عطرو طعم دو چندانی دارد. سپس عده ای از خانمهای درون حمام شروع به لِی لِی کردن ، دست زدن ، پای کوبی وشادی می کنند که همراه با خواندن ترانه ها وشعرهای به همین مناسبت است.

..............................................................................ادامه دارد

توضیح :

 پشکم / اتاقی سقف دار که در و پنجره  ندارد معمولا بین چندین اتاق دیگر ساخته میشده  نوعی راهگذر که استفاده عمومی داشته است .

زیسمو / زنی که به تازگی وضع حمل کرده باشد

ماجو / مادر بزرگ

دوسی / درقدیم به استاد کار زن می گفتند

سردخو / رختکن حمام جایی که دمای کمتری نسبت به داخل حمام دارد 

غروب معنوی

غروب روز عاشورا در مراسمی معنوی ضریح مطهر امامزاده ابراهیم بیدگل برای عموم به نمایش گذاشته شد تا در آینده ی نزدیک  نصب گردد.

بقعه این امامزاده در محله یزلان بیدگل واقع است.

آب  پَسا

آب پَسا

دشت مجد آباد بیدگل در میان تپه ماهور ها و کهنه دیوارهای رازناک قدیمی محصور است ، وبرج قدیمی آن خسته از روزگار گذشته هنوز هم بر بالای تپه ای بلند پا برجاست ، وچشمش را در انتظار مرمت به افق شهر دوخته است.

آب پَسا واژه ای محلی  ونام مراسمی است که در آن آب سال رعیتی دشت را تقسیم می کنند.

این مراسم در اواخر بهمن ماه برگزار میشود.در این مراسم که با گویش محلی صورت میگیرد پس از گفت

 وگو وبحث در مورد چگونگی تقسیم آب  دشت ، چند نفر رابه عنوان سرگروه انتخاب می کنند که

 به اصطلاح  آنها  را سر بلوک می نامند.سر بلوک ها که معمولابیشترین زمین وآب را دارند در راس مجموعه خودقرار می گیرند.و زیرمجموعه ی آنها دارای آب کمتر یا خرده آب هستند.

پس از مشخص شدن سر بلوک ها قرعه کشی می شود تا اولین آبیار دشت مشخص شود.در اصطلاح

 به او پیش آب می گویند.ونفرات بعدی را میون آب و نفر ششم را لِذگاب می نامند.

هر سر بلوک یک طاق آب دارد که یک طاق از صبح شروع وتا غروب یا  خراز گاه ادامه پیدا می کند.و

 طاق بعدی در شب است که از خراز گاه تا صبح ادامه دارد.

مکان ورود آب به دشت را گِل کول می گویند.و از آنجا آب را در دشت تقسیم می کنند.آب این دشت

سرجه ای است هر سرجه حدود ۵/۹ دقیقه است.

 

............................................................................................................................


یکشنبه 5 اردیبهشت1389 ساعت: 13:1 توسط:رمضانی
با سلام خدمت هم شهری گرامی آقای بیدگلی
یکی از وبلاگ هایی که همیشه از خوندنش لذت می برم وبلاگ زیبای شماست.
چرا که "کلامی که از دل برآید بر دل نشیند."
و اینکه با دلی صاف و ساده می نویسی و هدفی زلال داری.
متاسفانه بعضی ولاگ ها .......
به قول سهراب " بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم".
متاسفانه بعضی وبلاگ ها با بعضی مطالب (که اکثرا کپی برداریه!!!) انسان رو ناامید می کنند.
ولی در عوض وبلاگ "وطن من بیدگل" با بعضی نوشته های عالی خودش خستگی رو از تن بیرون می کنند.
مثل همین الان.... که آب پسا رو خوندم.
راستی پدر و پدربزرگ من و کلی از آشناهامون رعیت دشت عالی آباد(ایلاباد) هستند.
وهنوز هم همون طور که آقای کبرائی گفتند سالی یه بار تو همون حیاط حسینیه خانقاه (حاج عبدالصمد) جمع میشند و آب پسا می کنند. ولی ما که چیزی سر در نمیاریم. چون: " زبون مادریمون رو (دیی-دهی) بلد نیستیم.!!"
 وب سایت   پست الکترونیک