چند جمله در حاشیه ی جلسه هم اندیشان توسعه بیدگل
ضمن تشکر از مسئولین و برگزار کنندگان جلسه توسعه بیدگل به آنها توصیه می کنم در جلسات آینده ، حالاهر جلسه ای که باشد و پیرامون هر موضوعی اگر می خواهند بروشور ومجله ای به شرکت کندگان بدهند آن را در آخر جلسه و یا هنگام خروج افراد شرکت کننده به آنها تقدیم کنند چون متاسفانه بعضی افراد حاضر در جلسه هنگام سخنرانی بجای گوش دادن به صحبتهای سخنران حالا قیرتشان می گیرد مجله بخوانند وتوجهی به سخنرانی نکنند این کار نوعی توهین به حاضرین و سخنران قلمداد میشود. عوام در این مورد مثالی دارند به این مضمون : آهای دارم حرف می زنم یابو که آب نمیدم .
.....
به شیخ احمد روحانی هم پیشنهاد می کنم برای مستحکم تر شدن اتحاد شهرستان آران وبیدگل در سخنرانی هایش مسائل گذشته شهررا مجددا زنده نکند، باز گو کردن این حرفها مثل آتش زیر خاکستری می ماند که بعد از گذشت سالها بهش هی فوت کنیم تا دوبار روشن شده و دود کند مسلم است دودش اول توی چشم خودمان میرود.
...
در جلسه بنری به چشم می خورد که بر رویش نوشته شده بود (موسسه نیک اندیشان توسعه..) ! گویا برگزارکننده گان می خواستند با نشان دادن این بنر جلسه را بسوی پیشرفت و توسعه ی شهرک صنعتی پیش ببرند نه بیدگل .
.........
بنظر من تبلیغات مراکز خصوصی در این جلسات لزومی ندارد وبجای نمایشنامه به زبان خارجی که برایم خسته کننده بود اگر از ماشالله قنبری دعوت میشد و می آمد چند تا شعر به زبان دهی می خواند خیلی جالب تر بود.
....
برای دادن جایزه به افراد باید دقت شود به کی می خواهند جایزه بدهند به ما که ندادند بماند اما بعضی از افراد شرکت کننده که آمدند جایزه گرفتند برایشان این جلسه و توسعه بیدگل یا آران یا آران وبیدگل اصلا مهم نبود آنها آخر جلسه آمدند دودقیقه نشستند جایزه هایشان را گرفتند آبمیوه و کلوچه هایشان را خوردند ورفتند ویا اصلا در جلسه نبودند که بیایند جایزه بگیرند .!
.....
در جلسه من شده بودم مثل آقای گرانمایه !، برایم جالب بود که حدود 80 درصد از شرکت کنندگان درجلسه من را می شناختند ولی من فقط 30 درصدشان را تا آن روز دیده بودم اما در احوال پرسی ها طوری نشان می دادم که همه را بارها دیده ام.
......
آهای با تو هستم آقای شرکت کننده ، جلسه که خونه ی خالد که نیست چاک دهنت را پنج دقیقه باز می کنی تا بیخ حلقت پیدا بشه وبعد دستهایت را بلند می کنی بعد قد می کشی و دو دسته و محکم چند بارمشتت را توی سینت میزنی وبلند میگی های های حالم جا آومد . من که ادعای فرهنگی بودن هم ندارم این کارها را نمی کنم .
....
چرا در انتهای جلسه از رالی سمبک حرفی گفته ویا اطلاعی داده نشد ؟
.....
پیشنهاد می دهم در جلسات آینده ازآقای مهندس حسین رضا حاجی بیدگلی هم دعوت شود . ایشان مهندسی ومدیریت منابع آب رادراستان قم دارند.
.....
بعد نیست در این گونه جلسات یادی هم از شهدای شهر مخصوصا شهدای بیدگل بشود آنها اولین قدمها را برای توسعه برداشتند.
+ نوشته شده در شنبه پنجم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 5:51 توسط حسین بیدگلی
|
نام :حسین بیدگلی بیدگلی