خانه حاج قادر در بیدگل قسمت دوم خانوار عمو اسماعیل عسکری
نگاهی به ساختار خانه ی حاج قادر نشان میدهد که محور اصلی فعالیت اقتصادی ساکنین ، کشاورزی و دامداری بوده ضمن آنکه بطور جانبی فعالیتهای نساجی در کارخانه های کوچک محله نیز در جریان بوده است.
وجود اصطبلهای متعدد در جای جای این خانه ، قلعه های قدیمی را به ذهن متبادر می کند که نگهداری و پرورش گاو و گوسفند و چهارپایان باربر فعالیت محوری در یک قرن گذشته بوده است.
علوفه ی دامها ,صیفی جات و غلات مورد نیاز ساکنین آنها نیز از محل فعالیتهای کشاورزی در دشتهای حسین آباد وحسن آباد بیدگل , سعدآباد و شمس آباد کویر تامین میشده است.
خانه وار اول
عمو اسماعیل ( عسکری ) وکوکب خانم
( یا بقول نوه هاش ننه کوکب) یکی از خانوارهای ساکن درخانه ی حاج قادر بودند.
آنها در حیاط کوچک و شمالی خانه ی حاج قادر دارای یک اتاق با طاق ضربی و یک سرداب بودند .
اتاق آنها دارای یک ایوان کوچک در جلو و یک پستو هم در انتها بود.
سردابِ خانه کوچک و تاریک ولی خنک بود که ننه کوکب برای تولید و نگهداری ماست و پنیر و هندوانه استفاده میکرد.
در بخش شمال شرق خانه ی حاج قادر زمینی به عنوان بهاربند بود که ننه کوکب گاوش را در فصل تابستان آنجا نگهداری می کرد.
در همان قسمت از خانه طویله ای بود که ننه کوکب گاوش را در فصل زمستان نگهداری میکرد.
قبل از اینکه طویله ساخته شود , عمو اسماعیل درخت توتی کاشته بود که بسیار تنومند شده بود و هر سال آخر اردیبهشت بچه های محل و همسایه ها برای توت خوردن به خانه حاج قادر میامدند.
وقتی عمو اسماعیل قصد کرده بود در زمینش طویله بسازد طوری سقف طویله را زدند که درخت توت حفظ شود و تنه درخت از حفره ای از سقف طویله بیرون آمده بود.
واین امر نشان میداد که عمو اسماعیل برای درخت و محیط زیست احترام خاصی قائل بوده.
درخت توت سیاه تنها درخت بابرکت و سرزنده ی محل بود و چون عمو اسماعیل گاوش را پای درخت میبست از پهن و ادرار گاو تغذیه میشد.
درخت از بس تنومند و ریشه دار بود نیاز به آبیاری نداشت و ریشه هایش خود را به زمینهای مرطوب زیر جوی قنات دست زیر رسانده و آب مورد نیاز خود را تامین میکرد.
عمو اسماعیل و ننه کوکب دوران میانسالی خودرا میگذراندند.
زندگی آرامی داشتند. عمو اسماعیل در دشت حسین آباد کشاورزی میکرد.
او به کشت جو ،گندم ، یونجه ، صیفی جات ، پنبه و کنجد میپرداخت
و درکنار فعالیت کشاورری به نگهداری گاو و مرغ و خروس می پرداخت و از همین محل گذران زندگی میکردند.
وقتی تعمقی در زندگی عمو اسماعیل وننه کوکب میکنم میبینم زندگی آنها کمترین وابستگی را به ماشین و مصرف انرژی داشت.
اولا .مایحتاج زندگی خود را ازطریق کشاورزی و گاوداری تامین میکردند.پس یک تولید کننده بودند. آنها مازاد تولید خود را به بازار و همسایگان عرضه میکردند.
جو , گندم , شیر , ماست , پنیر وتخم مرغ و صیفی جات مازاد خود را به مردم عرضه میکردند یعنی خود کفا بودند.
از زمانیکه بیدگل دارای کارخانه برق شد عمو اسماعیل هم انشعاب برق خریده بود.
در مقطعی قبل یا بعد از انقلاب دولت تا حدی از مصرف برق را رایگان اعلام کرده بود.اگر اغراق نکنم در 90 درصد اوقات قبض برق ایشان معاف از پرداخت وجه بود چون کمتر از حد مجاز مصرف میکرد.
اگر گاهی اوقات مصرف برق ایشان بالاتر از حد مجاز بود و باید مبلغی میپرداختند , اعتراض ننه کوکب شروع میشد که آقا علی نوحیان قبض برق مرا زیاد نوشته و تا نوبت بعدی که کنتور نویس میامد اعتراضش ادامه داشت.
در مجموع 3 لامپ 40 در ایوان و اتاق و پستو نصب شده بود. معمولا یکی از این لامپ ها در شب روشن بود مگر آنکه بخواهد در پستو برود و چیزی بردارد.
در سرداب هم از چراغ موشی و چراغ دستی استفاده میکرد.
شاید این سبک زندگی خیلی از مردم آران و بیدگل بود که متکی بر کار و نان خوردن از بازوی خویش و بدون وابستگی به دولت بود.
نام :حسین بیدگلی بیدگلی