احوالت چطوره خدا ؟
عادت دارم اغلب روزها هنگام طلوع خورشید ساعتی را در دشت و صحرا قدم بزنم .
در این قدم زدنهای صبحگاهی رمزهایی وجود دارد بین من و کسی که همراه من است .
عبادت همیشه به سکون و به رکوع و قنوت و سجده نیست گاهی به گفتگوی خودمانی با خالق است هنگام حرکت هنگام طواف و گردش .
همه جا حرم است و همه جا مَحرم باید مُحرم شد.
احوالت چطوره خدا ؟
دو سه روز است برای همه چیز و همه کس وقت دارم به غیر از تو
من را ببخش که لطفم کم شده اما الطاف شما هر لحظه با من است ....
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 3:56 توسط حسین بیدگلی
|
نام :حسین بیدگلی بیدگلی