عادت دارم اغلب روزها هنگام طلوع خورشید ساعتی را در دشت و صحرا قدم بزنم .

در این قدم زدنهای صبحگاهی رمزهایی وجود دارد بین من و کسی که همراه من است .

عبادت همیشه به سکون و به رکوع  و قنوت و سجده نیست گاهی به گفتگوی خودمانی با خالق است هنگام حرکت هنگام طواف و گردش .

 همه جا حرم است و همه جا مَحرم باید مُحرم شد.

احوالت چطوره خدا ؟

دو سه روز است برای همه  چیز و همه کس وقت دارم به غیر از تو

من را ببخش که لطفم کم شده اما الطاف شما هر لحظه با من است ....