چند ماه است که عضو باشگاه  عکاسان جوان ایران شده ام البته در ایمیلی که برایم ارسال شد بود به عضویت این گروه در آمدم دلیل ارسال ایمیل هم این بود که در یک مسابقه کشوری عکس شرکت جسته بودم.

من  بیشتر وقتم را پای کامییوتر به تماشای تصاویر  آلبوم دوستانم و نمایش عکس های خودم در آنجا می گذرانم و لذت می برم البته شاید اگر اعضای انجمن عکاسان ایران می دانستند من یک دوربین معمولی خانگی دارم من را عضو انجمن خود نمی کردند اما خوب اشتباهی است که  آنها کرده اند به من چ .

آنجا چیزی شبیه به یک فیسبوک است مثل فضای وبلاگ نیست که هرکسی دوست داشت بیاید با نام مستعار چند تا فحش نثار نویسنده  وب بکند و هر هر هربه او بخندد و برود دنبال کارش  در آنجا هرکس نقدی بر عکس کسی داشته باشد تا آدرس خانه اش هم مشخص است در یک کلام ، ها برو که رفتیم نیست.

مدتها قبل عکسی در موضوع اجتماعی در این وبلاگ وطن گذاشته بودم که به تهدید شخصی برداشتم همان عکس را بردم ودر باشگاه عکاسان ایران قرار دادم و دیدم نقد یک عکاس واقعی که سواد خواندن عکس را دارد با مردم معمولی در چه چیزی است .

در ادامه به  همان عکس مستند اجتماعی و توضیح یک عکاس بر عکس های مستند اجتماعی توجه کنید.


 

عکاسی مستند ، راهی برای نشان دادن واقعیت است. راهی برای نشان دادن رنج و درد مردم است.

 عکاسی مستند چگونه زیستن را از نگاه عکاس بیان می کند که در این زندگی شادی ها در کنار غم , مرگ و زندگی روایت می شود. عکاس مستند یک راوی است؛ یک داستان سرا است .

 

عکاس مستند چیزهایی را می بیند که دیگران کم تر می‌بینند و آن چه را که می ‌بیند با وسیله‌ ای چون دوربین ثبت می‌کند و نشان می‌دهد.

در عکاسی مستند هدف عکاسی نیست و دوربین عکاسی تنها پلی است برای گفتن یک قصه، قصه زندگی که تاثیرگدار باشد، که گاه می تواند بسیار تلخ باشد و تلخ بیان شود و هر عکسی سند ورخدادی است که واقعا در مقابل دوربین اتفاق افتاده است.