مدتی است که یک شایعه ی جهانی  در بین مردم بیشتر کشورهای دنیا بوجود آمده است که جهان در روز جمعه آینده اول دی ماه از میان خواهد رفت ، حالا به فرض این که زمین کلکش هم  در آن روزخاص کنده شود و ما و آنچه که در زمین وجود دارد هم از بین برویم چه کاری دست ماست که انجام دهیم یا آدمیزاد درمدت حیات خود در این کره خاکی چه گلی بر سر این زمین بیچاره زده است که اکنون زمین ناراحت جدایی خود ازاین آدم دو پا باشد ، آیا جز این است که بشر در طول تاریخ زندگی خود جز فساد و تباهی ، خونریزی و بدتراز همه در این سالهای اخیر انواع جنگ ها و آلوده گی ها چیز دیگری هم به عنوان هدیه و ارمغان  برای این زمین عزیز داشته است.؟

بشر در طول تاریخ پر فراز و نشیب زندگی خود در این کره خاکی انگشتش را به هر سوراخی که توانسته است هم ورکند ، کرده است تا چیز های تازه ای را برای خوردن ولذت بیشتر پیدا کند .

اگر شما یک لحظه در ذهنتان شهر تهرانی را تصور کنید که بدون ساختمان باشد و شما بتوانید از پشت چشمی یک نوع  دستگاه پیشترفته مدرن چاه های کنده شده در زمین این شهرشلوغ را به حالت عمودی و افقی بتوانید ببینید تازه متوجه می شویم که ما چقدر سوراخ کوچک وبزرگ فقط در یک نقطه زمین ایجاد کرده ایم خاب زمین از این چیز ها دردش می آید ناراحت می شود واز دست ما آرزوی مرگ می کند .

 ما از زمین که هیچ از آسمان بالا سر خود هم نگذشته ایم و بزرگترین سوراخ را در آسمان و در لایه اوزون به وجود آورده ایم .

بشربا شلیک هزاران موشکی که دراین پنجاه سال گذشته به آسمان پرتاب نموده است فضای جو بالای سر زمین  بیچاره ی خود را پر کرده از انواع زباله های  عجیب و غریب  که احتمالا آدم های فضایی موجود در آسمان ها به این کارزشت آدم های زمینی به خدا شکایت برده اند . 

ساخت انواع شایعات کار سرگرم کننده و گاه هدفمندی  برای بعضی افراد بوده است که در این میان شایعات دینی و مذهبی و خرافاتی  در بین ادیان  مختلف جایگاه ویژه ای را در میان عوام باز کرده  است ، بطور مثال گاه ما در جامعه ی خودمان می بینیم که نامه ای در بین بعضی از مردم دست به دست می گردد که اگر از روی این دعا صد بار بنویسی و به دست صد نفر دیگر هم برسانی به بهشت خواهی رفت یا فلان امام را زیارت خواهی کرد یا به فلان بیماری مبتلا نخواهی شد یا همین طور الکی الکی یهو ثروتمند خواهی شد و اگر این کار را نکنی تویا سوسک  یا کجول یا حد اقلش بیمار خواهی شد و گروهی از مردم نادان که بیشترشان را زنهای خرافاتی تشکیل می دهند شروع به نوشتن این نامه ها و تبلیغ این گونه شایعات خرافی بین مردم می کنند .

سازمانهای هرمی و گلد کوئستی هم نوع دیگری از شایعات  است که جنبه اقتصادی برای شخص و یا گروهی  دارد ، این دسته از شایعات حتی زندگی های خانوادگی  افراد گول خورده  را از هم می پاشاند و فرد به دام افتاده را به سوی فقر اقتصادی سوق می دهد  .

مادرم تعریف می کند که حدود 53 سال قبل هم شایعه ای در بین مردم بیدگل رونق گرفته بود که تا یک ماه دیگر زمین تمام خواهد شد او می گوید یادم می آید آن سال تابستان بود و فصل خربزه آقا نبات زمان گذشت تا روز حادثه فرا رسید .

 خانه ما در محله دربریگ بیدگل بود اما خانه پدرم  در محله سلمقان ، من در آن روز به محله  سلمقان رفتم تا درکنار افراد خانواده ام باشم  در آن روز با اهل خانه  رفتیم بالای پشت بام  خانه  و در آنجا شاهد مردمانی بودیم که گروه گروه با حیوانات خانگی خود بسوی دشت های مجد آباد و عالی آباد می روند تا شاید بتوانند مانع از بین رفتن خود و اموالشان شوند . دسته ای دیگر هم از مردم بسوی زیارتهای شازده هادی و شازده قاسم و شازده محمد رفته بودند تا دعا کنند که زمین تمام نشود  آن روز به شب رسید و هیچ گونه انفاق خاصی  برای زمین نیافتاد  اما فردای آن رو ناگهان در آسمان  ابری سرخ رنگ پدیدار شد و تگرگی شدید که تا آن زمان من ندیده بودم شروع به باریدن کرد تعجب آور بود که در آن فصل  چنین تگرک شدیدی ببارد اما باز هم جهان تمام نشد .

جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو...