شب هشتم
در روایت است که خبر واقعه عاشورا یک شبی به بیدگل رسید و مردم این شهر تا صبح در عزای سالار شهیدان به گریه و مویه پرداختند. این خبر صبح روز بعد به کاشان و عصر آن روز به آران رسید. (البته سنی یا شیعه بودن راوی مشخص نشده!!) این موضوع را از ترتیب حرکت دسته جات عزاداری این سه شهر نیز میتوان حدث زد...
االقصه، هدف بیان تاریخ و... نیست، خواستم بگویم در این سه شهر (شاید کاشان فعلی مقداری کمتر) هویت مردم محله های هر شهر تا حد زیادی به هیئت های آن محله ها وابسته است و تا میگویی فلان محله؛ ناخودآگاه حسینیه و زمان هیئت آن محله را به یاد می آوری....
خلاصه، دردسرتان ندهم؛ ما هم شب هشتمی هستیم!
و قاسمی...
یا قاسم ابن الحسن ع
قدر عشقت را ندانستم شدم مشغول خویش
خیمه ی زیبای ثارالله را گم کرده ام
االقصه، هدف بیان تاریخ و... نیست، خواستم بگویم در این سه شهر (شاید کاشان فعلی مقداری کمتر) هویت مردم محله های هر شهر تا حد زیادی به هیئت های آن محله ها وابسته است و تا میگویی فلان محله؛ ناخودآگاه حسینیه و زمان هیئت آن محله را به یاد می آوری....
خلاصه، دردسرتان ندهم؛ ما هم شب هشتمی هستیم!
و قاسمی...
یا قاسم ابن الحسن ع
قدر عشقت را ندانستم شدم مشغول خویش
خیمه ی زیبای ثارالله را گم کرده ام
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 7:7 توسط حسین بیدگلی
|
نام :حسین بیدگلی بیدگلی