چند عکس از بیدگل واطرافش
آسمان بارانی اطراف بیدگل

جماعت وبلاگ نویس از راست آقایان عموزاده - ستاری - عنایتی وکشاورز بیل به دست آقای حشمت الله عظیمیان بیدگلی رعیت دشت حمتا باد

گذر مسجد علی بیدگل (مسجد درویش ها)


توی شبهای مثل یلدای من ....
چه خبر از اون آدمای بینشون
که نیمی شبها واسه دلشون
توی کوچه های شهر هِی می خوندن ...

افق بند ریگ در زمستان
آن صبح پیش از طلوع خورشید به صحرا رفته بودم .
در افق بند ریگ مه ریبایی به چشم می خورد.
ودرختان دشت بهشتیه که در مه محو شده بودند، گویا از دنیایی دیگری هستند.
صدای پرندگان و واق واق سگها که از دور دست ها به گوش میرسید من را سر شار میکرد
من در صحرا راه میرفتم ولذت می بردم.
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم مهر ۱۳۸۹ ساعت 23:7 توسط حسین بیدگلی
|
نام :حسین بیدگلی بیدگلی