در زیر نور خورشید کم جان زمستانی مردی در کنار آرامگاه صباحی با نقشه ای در دست ایستاده بود واطراف آرامگاه را از دید خود میگذرانید تا بهترین نقطه را برای موزه  انتخاب کند .او کسی نبود به جز مهندس مجیدستاری ، مردی که به اندازه ده ها مهندس وکارشناس، دلسوزانه برای  شهرآران وبیدگل زحمت کشیده است .

او با تلاش فراوان در احیاء وباز سازی بافت  اصیل وقدیمی شهرکوشش کرده و از تخریب ونابودی آن جلو گیری نموده تا حال وآیندگان را به تماشای اصالت گذشته هایشان بنشاند.

از کارهای اوبازسازی ومرمت مکانهایی چون خانه ی تاریخی بنی طباء ، هشتی وگذر بنی طباء، مرمت مسجد نقشینه گذر مسجد خلوص (خروس) واماکنی دیگر در آران وبیدگل.

آرامگاه صباحی بیدگلی با نظارت و پایمردی او در حال اتمام است واین روزها ستونهای آن نیز با زیبایی خاصی رو به تکمیل شدن است.واحداث ساختمان موزه  در کنار آرامگاه صباحی از یک طرف جذابیت خاصی به این مکان خواهد داد واز طرف دیگر مکانی  خواهد بود برای حفظ ونگهداری اشیاء وابزارها ووسایل روز مره مردمان قدیم ونمایش سنگ های حجاری شده  وزیبای قبور باقی مانده از قرنهای گذشته که قسمتی از تاریخ کهن این شهر را  با خود یدک میکشند .

 ای کاش کارشناسان آموزش وپرورش شهرستان آران وبیدگل آن سالها که می خواستند دبیرستان سه طبقه ی خدمتی رادر مجاورمقبره صباحی بنا کنند چنین تصویری را از آرامگاه آن شاعر در ذهن خود مجسم میکردند، بنای بلند ساختمان  مدرسه نه تنها به نمای زیبای آرامگاه ضربه میزند  بلکه مانعی بزرگ برای عریض کردن خیابان مجاور آرامگاه است . کسی چه میداند شایدآنروزکه میخواستند خشت بنای  این مدرسه را بگذارند  دستهای در کار بوده برای ضربه زدن به اصالت  وفرهنگ ما با ترفندهایی مثل بنای مدرسه در این مکان. وگرنه میشد ساختمان بلند مدرسه را در قسمت جنوبی زمین آن ودر کنار خیابان صباحی بسازند تا ازلطمه زدن به نمای آرامگاه جلوگیری شود.....