محله حاج عبدالصمد بیدگل قسمت پنجم
صرفنظر از آن جمعی که حاج عبدالصمد را از اوتاد می دانسته اند، اساسا در نگاه عامه ی مردم، او مردی شریف و وضیع، درستکار و راست کردار بشمار می رفته است.
از اسلاف و اعقاب و اخلاف او هیچ اطلاعی به نسل ما نرسیده و معلوم نیست که میراث آن همه شرافت و صداقت و درستی در چه خاندانی به ارث گذاشته شده و آیا سلسله ی میراث داران او تا زمان ما تداوم پیدا کرده یا نه؟
من اما در عالم کودکی و نوجوانی بین مرحوم حاج ملا احمد سرمدی و حاج عبدالصمد تشابهی می دیدم و در ذهن ناخودآگاهم بدون هیچ دلیل و برهانی آن دو را به یکدیگر منتسب می کردم.
نخست آن که حاج ملا احمد به خاطر صفای باطن و درستی و پاکدستی، نه تنها مورد اعتماد اهل محل، بلکه معتمد خاص و عام بود.
دوم آن که خانه ی پدری و اجدادی او تا مسجد حاج عبدالصمد فاصله ی چندانی نداشت.
کوچه ای که مسجد حاج عبدالصمد را به حسینیه ی خانقاه وصل می کند در یک جا نزدیک مسجد تاب می خورد و خانه ی موروثی سرمدی ها درست در محل همین شکستگی کوچه قرار دارد.
بخش کوچکی از خانه ی سرمدی ها در جنوب کوچه و بخش بزرگتر آن در شمال کوچه است و در گذشته یک راه زیرگذر، دو قسمت این خانه را از زیر کوچه بهم وصل می کرد.
حاج ملا احمد و برادرش ملا محمد مطلقا سواد نداشتند، اما به حدی متشرع بودند که مردم از جهت تکریم و احترام آنان را مُلا خطاب می کردند.
حتی چهل نفر از بزرگان شهر روی کفن حاج ملا احمد را در زمان زنده بودنش گواهی کردند.
آنان نوشتند که ما از این مرد در طول حیاتش جز نیکی ندیده ایم و آن را امضا کردند.
در یک نشست که مرحوم حاج آقا حسین اقدسی و مرحوم استاد مختار تمسکی کفن او را امضا کردند، من خودم حضور داشتم.
در آن زمان کودک خردسالی بودم. شاید هنوز مدرسه هم نمی رفتم.
حاج ملا احمد دو پسر داشت:
حاج علی و محمود.
بقیه ی سرمدی ها همگی اولاد و نوادگان ملا محمد هستند.
🌱
نام :حسین بیدگلی بیدگلی