محله حاج عبدالصمد بیدگل قسمت چهارم
گذشتگان ما سینه به سینه نقل کرده اند که حاج عبدالصمد ابتدا مردی بسیار مستمند و عیالمند، درعین حال آدم آبروداری بوده است.
کارگری فقیر که همواره در مقابل خانواده احساس شرمندگی داشته.
از شدت ناداری سرانجام ناچار به درگاه خدا استغاثه می کند.
خواب می بیند که کسی به او می گوید وضع مالی او خوب خواهد شد.
با خود عهد می کند که اگر توان مالی داشته باشد در محلی که امروز مسجد حاج عبدالصمد واقع است، مسجدی بسازد.
از قضا ورق به نفع او بر می گردد و شانس به او رو می کند و این کارگر یک لا قبا بتدریج به یکی از متمولین شهر تبدیل می شود.
به حج مشرف می شود و پس از بازگشت، بر حسب معهود مسجد حاج عبدالصمد را احداث می کند.
در ساختمان این مسجد صدها ماده خشت ( هر ماده ۱۲۰۰ خشت) به کار رفته؛ دیوارها چند خشتی، ضخیم و مرتفع است.
در آن زمان ها پیش از احداث هر بنایی ابتدا چاه می کنده اند که آب لازم برای خشت مالی داشته باشند.
اندازه و عمق چاه هم به بزرگی بنا بستگی داشته است.
طبعا در جایی که دهها کارگر مشغول کارند، چاه هم باید ظرفیت تأمین آب لازم برای این همه دست اندر کار را داشته باشد.
در آن زمان البته در محل مسجد حاج عبدالصمد، چاه در عمق چند متری از سطح زمین به آب می رسیده است.
به هر حال چاه دهانه گشادی کنده می شود که همزمان چند چرخ چاه در اطرافش نصب شود و ظرفیت تأمین و برداشت آب برای چنین ساختمانی را داشته باشد.
چاهی که بتوانند روی آن چرخ تحویلی نصب کنند.
چرخ تحویلی از دوطرف دو دسته هندلی داشت و همزمان یک دلو آن پایین می رفت و از طرف دیگر یک دلو پر از آب بالا می آمد.
دو کارگر از دو طرف دسته های هندلی چرخ را می چرخاندند و یک کارگر دلو را می گرفت و خالی می کرد.
از آنجا که مردم حاج عبدالصمد را مرد خدا و نظر کرده ی امام زمان می دانسته اند چاهی هم که از آب آن برای بنای مسجد استفاده شده به تدریج در نگاه مردم محل متبرکی می شود و یا چاه امام زمان خوانده می شود.
🌿
نام :حسین بیدگلی بیدگلی