محله حاج عبدالصمد بیدگل قسمت سوم
میرزا علی نقی البته، بعد ها از این خانه رفت.
زن اول او فوت کرد و میرزا با دختر مرحوم شیخ حسین محققی ازدواج کرد که بیوه بود و یک فرزند هم از شوهر پیشینش داشت و خودش خانه داشت .
بنا بر این، میرزا علی نقی به کوچه ی مُلا نقل مکان کرد و تا پایان عمر در آنجا ماند.
در این دوره به عنوان پیشکارِ مرحوم حاج عباس آقا فرزانگان کار می کرد و من در خردسالی، هر روز او را می دیدم که با قبا و ریش های خضاب کرده به خانه ی او می رفت.
[خانه ی ما در کوچه ی مسجدجمعه با خانه ی حاج عباس آقا، فاصله ی چندانی نداشت. ]
حاصلِ ازدواج دومِ میرزا علی نقی دو پسر بود.
میرزا علی نقی یک برادر ناتنی هم داشت که فقط از مادر مشترک بودند به نام آقا محمد گلبیدی که او هم مدت ها در همین خانه ی استاد رجبعلی، جنب حسینیه ی خانقاه زندگی می کرد.
این خانه علاوه بر دو درب اصلی، از سمت غرب هم به خانه ی سامانی ها راه پیدا می کرد و مثل بسیاری از خانه های قدیمی بیدگل از همدیگر حق عبور داشتند.
ساکنان اصلی خانه ی سامانی ها برای چند دهه، مرحوم میرزا علی اکبر سامانی (پدر مرحوم ناصر و منوچهر سامانی) و خانواده اش بودند.
میرزا علی اکبر برادر دیگری به نام مرحوم میرزا عباسقلی داشت که به تهران رفت و در جنوب تهران سکنی گزید و علیرغم داشتن املاک و دارایی، در عالم تجرد و در کِسوت درویشی در سالمندی از دارِ دنیا رفت. من بارها با او مصاحبت داشتم.
هنگام صدور شناسنامه به این دلیل لقب سامانی در اسناد سجلی میرزا علی اکبر و میرزا عباسقلی ثبت شد که آنان به نحوی به خاندان میرزا محمد رضا وصاف سامانی منتسب می شدند.
[ستاری: وصاف عموی این دو برادر بود.]
خانه ی سامانی ها هم مثل سایر خانه های این کوچه یک در به کوچه ی اصلی داشت و در دیگری که به طرف پشت حصار بود.
از در شمالی که خارج می شدید، جز پَلّه های ریگ (تپه های ماسه بادی) چیز دیگری پیدا نبود.
بعد ها که سامانی ها این خانه را از طرف پشت حصار گسترش دادند و باغ ناصر سامانی احداث شد، بتدریج رفت و آمد آنان هم از طرف خیابان برقرار شد و بخش جنوبی خانه را رها یا واگذار کردند.
خانه ی سامانی ها نیز از سمت غرب با خانه ضیایی ها مربوط می شد که در کمرکشِ کوچه ی حاجی ابراهیم قرار گرفته بود.
خانه ضیایی ها یادگار میرزا محمد رضا وصاف سامانی و بازماندگان اوست. ظاهرا مرحوم وصاف زمانی در این خانه زندگی می کرده است.
بازمانده ی او، مرحوم میرزا محمد تقی ضیاء الحکما در قسمت جنوبی (نساکده) همین خانه مطب داشت و در همین خانه زندگی می کرد.
از فوت میرزا محمد تقی حکیم حدود شصت سال می گذرد و بسیاری از بیدگلی های نسل پیشین که هنوز هم در قید حیات هستند، بارها به مطب حکیم در این خانه مراجعه کرده اند.
میرزا محمد تقی ضیاء چند ازدواج کرد از جمله دختر ملا محمد جعفر را هم گرفت.
حکیم عائله مند و اهلِ دل بود.
برای خانواده، برای مطب و نیز برای محافل دوستانه جای مناسب تری می خواست، دیگر بخشی از خانه ضیایی کافی نبود. از سوی دیگر طبابت برای او تمکّن تهیه جای بهتری را هم فراهم می کرد.
بنا براین حکیم جایی را در نزدیکی آب انبار مدرسه گرفت و خانه ای نو ساخت و منزل و مطب را به خانه ی نو منتقل کرد.
خانه ی بسیار وسیع ضیایی ها هم مثل همه ی خانه های آن زمان اطاق های متعدد از هر جانب داشت.
خانواده ی عبدلی ساکنان اطاق های شمالی(آفتابرو) این خانه بودند.
ارشدِ عبدلی ها دو برادر به نام های حسینعلی و رمضانعلی بودند.
حسینعلی عبدلی از متمولین زمان خود و قطب صنعت شعر بافی بیدگل به شمار می رفت.
رمضانعلی عبدلی (پدر بزرگ مصنوعی ها ) در محله ی توی ده، در جایی که حالا حاج بابا لطف الله مصنوعی و سایر مصنوعی ها زندگی می کنند، سکونت داشت.
🌿
نام :حسین بیدگلی بیدگلی