رنگ گل نسرین ...

آقای عنایتی شما سه شنبه هفته گذشته به جلسه حافظ نیامدی آقای دکتر سقایی غزلی خواند و تفسیر کرد با مطلع
آنکه رخسار ترا رنگ گل نسرین داد / صبر و آرام تواند بمن مسکین داد
صبح جمعه وقتی وبلاگ شما را نگاه می کردم تصویر شما را در کنار جوانی خوش قد و بالا دیدم . دیوان حافظ کنارم بود و به مناسبت عکس شما با این جوان تفالی زدم به حافظ که غزلی آمد با مطلع بالا .
برای شما و خانواده محترمتان بهترین آرزوها را دارم ، هرچه آرزوی خوبه مال تو ...
حسین بیدگلی
آن که رخسار تو را رنگ گل نسرین داد / صبر و آرام تواند به من مسکین داد
وان که گیسوی تو را رسم تطاول آموخت / هم تواند کرمش داد من غمگین داد
من همان روز ز فرهاد طمع ببریدم / که عنان دل شیدا به لب شیرین داد
گنج زر گر نبود کنج قناعت باقیست / آن که آن داد به شاهان به گدایان این داد
خوش عروسیست جهان از ره صورت لیکن / هر که پیوست بدو عمر خودش کابین داد
بعد از این دست من و دامن سرو و لب جوی / خاصه اکنون که صبا مژده فروردین داد
در کف غصه دوران دل حافظ خون شد / از فراق رخت ای خواجه قوام الدین داد
نام :حسین بیدگلی بیدگلی