شرتهای شبانه
بعضی از شبها قرص کلونازپام می خورم باز هم خوابم نمیبرد بنا بر این بر نوشتهای من خرده نگیرید!
1_ من هم این روزها احساس می کنم خیلی خبره ام !... خبر + گان = من
من ماضی ساده ام تو ماضی استمراری
در کتاب انسان کامل عزیزالدین نسفی می خواندم یکی از ویژه گیهای انسان کامل خمول است ، شندیده ام تا کنون نزدیک به صد نفر در کشور ما مدعی شده اند خبرتر از دیگرانند ، البته آقای موسوی امام جمعه شهر ما گفته است من در خبرگان شرکت نمی کنم و همچنان خمول می مانم تا بعد.
خمول = گمنام
2 _ اگر معین آبادیها من را همراهی کنند مثل ساداتی نژاد میروم فرمانداری به معینی نژاد سلام می کنم و می گویم برای نمایندگی کجا اسم بنویسم ! چتری کجا اسم نوشت ؟، البته در این امر مهم به عباس نساجی امیدی نمیرود که جزو هیئت همراه من باشد.
3 _ مجید حاجی قدیریان فرمودند ( کاری را که تو را با آن کار ، کار نیست آن کار چه کار ، برو کار میکن مگو چیست کار )
نام :حسین بیدگلی بیدگلی