تازه هوا تاریک شده بود که ما به شهر فاروج میرسیم بنظر میرسد تمام مردم شهر فاروج آمده اند و در خیابان اصلی شهرکه در مسیر جاده مشهد است مغازه های  خشکبار زده اند آنها مغازه هایشان را با نور افکنهای بسیار قوی روشن کرده اند اما از مشتری چندان خبری نیست  ما در بیرون شهر فاروج  زیر نور چراغی کم سو از ماشین پیاده می شویم و خربزه ای را که صبح در بسطام خریده بودیم شتر شتر کرده و همه  دور هم می خوریم و بعد بسوی مشهد حرکت می کنیم .

خانمم برای اینکه من این چند ساعت را هم پشت فرمان طاقت بیاورم  و بسلامت برسیم از من می خواهد یک داستان تاریخی برای بچه ها تعریف کنم و من شروع به صحبت می کنم و متوجه نمی شوم که چه مدت طول کشید تا به مشهد رسیدیم .

ساعت ده شب است که ما وارد به شهر مشهد مقدس می شویم در آن ساعت شب ترافیک سنگین اما روان و آرامی در وردی  شهر مشهد ما را با خود میبرد بزرگ راه مثل رودی از ماشینها است و من نگران این هستم که نکند خاله فاطمه و شوهرش که در ماشین پشت سر ما هستند در این شلوغی ما را گم کنند و خانمم مرتب با تلفن با آنها در تماس است .

خلاصه به خیابان طبرسی میرسم و در کوچه نوغان 18 در مسافرخانه ای سه اتاق مجهز با تمام سرویس ها یش برای سه شب به مبلغ 450 هزار تومان کرایه می کنم .

هر سه خانواده در اتاق هایشان مستقر میشوند و بعد شام را که جوجه کباب است و منصور گلستانی زحمت خریدش آن را کشیده در اتاق ما می خوریم بعد از شام من مستقیم بر روی تخت شیرجه میزنم و دیگر چیزی متوجه نمیشوم که کی ، کی رفت .

به عادت هر روز قبل از طلوع آفتاب از خواب بیدار می شوم  روز اول اقامت در مشهد است ابتدا به حمام میروم و خوب تمام بدنم را شستشو میدهم و غسلی می کنم و بعد از حمام لباس های نو می پوشم نماز می خوانم  و یک سره عازم حرم شریف رضوی میشوم .

چند روز قبل از سفر به مشهد کنار خیابان معین آباد بیدگل با حاج علیمحمد رحیمی دیداری داشتم در بین حرفهایمان به حاجی گفتم که عازم مشهد هستم حاجی خوشحال شد و گفت در روایت داریم که هر کس با اخلاص به زیارت امام هشتم برود ثواب هزار حج اکبر را دارد از حاجی می پرسم حج اکبر چیست ؟ می گوید هر 36 سال روز عید قربان مصادف می شود با روز جمعه و هر کس در آن سال سفر حج باشد حج او را حج اکبر می گویند وثواب هزار حج دارد و بعد این شعر را برایم می خواند :

یک طواف مرقد سلطان دین موسی الرضا

هفت هزار و هفتصد و هفتاد حج اکبر است

من آن روز صبح در بدو ورود به صحن آقا امام رضا بعد از سلام به آقا این شعر را با صدای بلند خواندم و صلواتی در خواست کردم .

یک طواف مرقد سلطان دین موسی الرضا

هفت هزار و هفتصد و هفتاد حج اکبر است

لحظاتی قبل هم که داشتم این پست را می نوشتم متوچه شدم که یکی از همسایه هایمان به نام قاسم کوچکی ساکن کوچه مسجد قائمیه از دنیا رفته است برای شادی روح ایشان هم صلواتی می فرستیم .

پی نوشت :

شنبه ۳۱ مرداد۱۳۹۴ ساعت: 1:23 توسط:علیرضا
سلام 
روز عرفه یا شنبه است یا یک شنبه است یا.دو شنبه یا ....جمعه. بنابراین احتمال آن یک هفتم می شود. یعنی هر 7 سال یک بار روز عرفه روز جمعه است. البته حج اکبر معانی دیگری هم دارد که در این سایت آمده استhttp://hajj.ir/14/52583
 وب سایت   ایمیل