سفرنامه خراسان / قسمت هفتم روستای خرقان
من در تمام عمرم به ندرت یاد دارم که بعد از طلوع خورشید از خواب بیدار شده باشم وبیشتر روزها صبح زود از خانه بیرون میزنم تاهم طلوع خورشید را ببینم و هم از عطرصبحگاهی دشتهای اطراف بیدگل لذت ببرم در حقیقت من پناهنده این آیه ام و الصبح اذا تنفس .
خورشید داشت از طرف شرق جاده از پشت کوهی در دوردست طلوع می کرد که من و همسرم وارد روستای خرقان شدیم فکر می کنم من و همسرم اولین بیدگلی هایی بودیم که تا کنون روستای خرقان به خود دیده بود .
خرقان هنوز در سجده روحانی شبانه خود به سجود بود که ما آرام وارد بر آن شدیم .
من در هر شهر و روستای مسیر حرکتم به طرف مشهد که قصد ورود و بازید از آن را داشتم قبل از ورود ابتدا از ماشین پیاده میشدم و نفسی عمیق می کشیدم اگر در تنفسم حس و حالی که توقع از آن سرزمین را داشتم به من دست می داد در آن شهر اتراق می کردم وگرنه به حرکتم ادامه می دادم ، خرقان در تنفس من پر بود از روحانیت و آرامش .
یک جاده از ابتدای روستا تا انتهای آن وجود دارد و گمان کنم خرقان را به دو قسمت تقسیم می کند در انتهای همین راه دست چپ بر بالای یک بلندی آرامگاه شیخ ابوالحسن خرفانی قرار دارد.
شيخ ابوالحسن علي بن جعفر بن سلمان خرقاني یا "علی بن احمد " از عرفای بزرگ قرن چهارم و پنجم هجری است این عارف ایرانی در آزاد اندیشی و مردم گرایی و وسعت نظر انسانی و تفکر والای عرفانی کم نظیر است .
مشهور است که شیخ مقتدای بایزید بسطامی بوده است
شیخ خرقان مانند عارف معروف معاصر خود شيخ ابوسعيد ابوالخيرخرقه ارشاد و طريقت از شيخ ابوالعباس احمد بن محمدعبدالکريم قصاب آملي داشته است.
در منقولات و حکايات باقي مانده،آمده است که شيخ ابوسعيد ابوالخير عارف مشهورو ابوعلي سينا فيلسوف نامي و ناصر خسرو قبادياني علوي،شاعر و متفکر ايراني که معاصر شيخ ابوالحسن خرقاني بوده اند به خرقان رفته و با وي صحبت داشته و مقام معنوياو را ستوده اند.
از شاگردان ممتاز و مشهور شيخ ابوالحسن خرقاني،خواجه عبدالله انصاري عارف قرن پنجم هجري است که سالها در خرقان زيسته و از انفاس پر برکت شيخ ابوالحسن خرقاني کسب فيض و معلومات کرده است .
در مورد ارتباط معنوي بايزيد بسطامي عارف قرن دوم و سوم هجري با شيخ ابوالحسن خرقاني که از وفات بايزيد234 هجري تا تولد شيخ ابوالحسن 351 يا 352 هجري،يکصد و هفده يا هيجده سال فاصله است مطالب زياديدر آثار نويسندگان و محققان به ويژه عارفان قرنهاي بعد آمده است، که قابل توجه و تأمل ميباشد.
بديهي است اينگونه ارتباطات آشکار مؤيد بقاي روح و استمرار و انتقال هويت و معنويت پنهان از چشم ظاهربين بشري است؛ که فهم ضعيف و محدود ما به ندرت قادر به درک جلوه هايي از آن مي باشد.
شيخ فريد الدين عطار نيشابوري عارف بزرگ قرن ششم و هفتم هجري در اين باره مينويسد:
آن بحر اندوه ، آن راسخ تر از کوه ، آن آفتاب آلهی ، آن آسمان نامتناهی ،آن عجوبه ربانی ، قطب وقت ابوالحسن خرقانی ، رحمه الله علیه ،سلطان سلاطین مشایخ بود و قطب اوتاد و ابدال عالم بود ،و پادشاه اهل طریقت و حقیقت بود ، و متمکن کوه صفت و متعین و دایم"به دل"در حضور و مشاهده ،و به تن در ریاضت و مجاهده بود ،و صاحب اسرار حقایق بود و عالی همت و بزرگ مرتبه بود ...
آرامگاه ابوالحسن بر بالای تپه و درمیان یک محوطه قرار دارد که با دیواری آن را ازروستا جداکرده اند جوی آبی از بالای تپه بسوی پایین سرازیر است و موسیقی آن در صبحی که من دست و صورتم را در آن شستم و وضو ساختم دل انگیز بود.
از یک درب آهنی وارد به مجموعه شیخ می شویم پله های زیادی ما را به سوی بالا و آرامگاه ابوالحسن هدایت می کند در میانه راه پله ها تندیسی از شیخ قرار دارد که دو شیررا در زیر پای او نشان میدهند من در کتابی خوانده بودم زمانی که ابوعلی سینا به دیدار شیخ خرقان میرود او را در خانه نمی یابد ساکنان خانه می گویند شیخ برای آوردن هیزم به صحرا رفته است بوعلی سینا به صحرا میرود و شیخ خرقان را می بیند که پشته ای از خار را بر پشت شیری نهاده وبه ده می آورد .!
از چادرهایی که اطراف آرامگاه برپاست مشخص است که ترکمنان مشتاق زیارت شیخ خرقان دیشب را در آنجا گذرانده اند چیزی شبیه به آقا علی عباس ما در آخرشهریور ماه اما بسیار خلوت تر تمیز تر و آرام تر.
از دور مشخص است که درب آرامگاه بسته است گویا شبها درب آن را می بندند یک درب چوبی با رنگ قهوه ای و یک نرده چوبی در جلو آن مشخص است.
در کنار درب آرامگاه پیرمرد روحانی ترکمنی نشسته و دستهایش را به حالت قنوت گرفته و دعاهایی می خواند من و همسرم دقایقی را جلو درب مقبره شیخ می ایستیم و هر دوبی اختیار شروع به خواندن فاتحه و دعا هایی می کنیم ، چون نمی خواهیم مزاحم پیر مرد شویم حرکت کرده چرخی بدورآرامگاه میزیم یکی دو نفر بدون زیر انداز و پتو درپشت آرامگاه خوابیده اند و ما باز به درب اصلی می رسیم و همچنان پیرمرد روحانی ترکمن در حالت دعا و قنوت و راز و نیاز قرار دارد کاری که از ما کم دیده می شود و من چند عکس از او می گیرم.
در مجموعه فرهنگی شیخ خرقان کتابخانه ای قرار دارد اما در آن صبح جمعه درب آن بسته بود .
یک ساعتی را در آرامگاه هستیم اما کسی درب را باز نکرد پیرمرد روحانی نیز خسته شده بود واز از آنجا دور میشود و همسرم عکسی از من به یادگارمی گیرد.
می گویند بر کتیبه ای بر درب خانقاه شیخ سخنی ازاو آورده اند که گفته است :
هر کس که در اين سرا درآيد نانش دهيد و از ايمانش مپرسيد.
چه آنکس که بدرگاه باري تعالي به جان ارزد،
البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد.»
زیارت شیخ در طي گذشت نزديک به يکهزار سال همواره مورد توجه و دقت و مطالعه و سرمشق عارفان و شاعران ومتفکران و محققان بوده است.
شیخ ابوالحسن در سال 351 يا 352 هجري در قصبه خرقان قومس از توابع بسطام متولد شده و در روز سه شنبه دهم محرم (عاشورا) سال 425هجري در هفتاد و سه سالگي در همان قصبه خرقان جهان را بدرود گفته است.
ودر انتهای این پست چند عکس از روستای خرقان
قبرستانی در روستای خرقان
بقایای قلعه ای در خرقان
نام :حسین بیدگلی بیدگلی