وامروز بار دیگر قالی زدم، قالی زدم تا پر از احساس شوم، قالی زدم تا گذشته ام را به یاد آورم، قالی

زدم تا صدای مادرو پدروبرادران وخواهرانم را در اعماق وجودم حس کنم قالی زدم تا باردیگردر خیال خودم

وارد باغی شوم پر از گل وبلبل قالی زدم تا مرد قالی زن را بار دیگر پس از سالها دوری دیدار کنم و با او

دم بدم . قالی زدم تابهانه ای باشد بروم دکان علی آقا ممد بقال محله موم و سرچله بخرم و با او

احوال پرسی کنم، علی آقا ممد حالت چه طوره خوبی؟.قالی زدم تا رنگ سوف وملیله وطره پیچ را

فراموش نکنم ورنج ترنج بافتن را،  حالا باید مثل خودم سا ده ببافم در قالی بوم گلی، باید تِکه درست

 کنم از همه ی  رنگها ، یک چاقوی تیزباید داشته باشم تا ببرد هرچه سختیست.  باید ریشه بگیرم وگره

بزنم چله ها وتار های قالی را با رشته ها ی  دل و احساسم. باید پود زیر و رو بدهم  تا تارو پود وجودم

سفت شود.بایدسرکش کنم، بعد نیست گاه گاهی  خودم را نیز سرکش کنم تا ببینم چقدر کُرک زیادی

دارم تا مرتب شوم وقیچی کنم اضافاتم را، تا خواب وجودم درست در بیاید بدون تو رفتگی وبیرون آمدگی.

باید اول حاشیه باریک ببافم و حاشیه پهن ،بعد وارد بوم شوم ، بوم گلی زیبا تر است یا بوم کرمی

فرقی نمی کند، بوم، بوم است فقط باید پر شود از رنگ و احساس ، اما من بوم گلی را بیشتر دوست

دارم، رنگ گرمیست. میخواهم سیا بزنم و بگویم  یکی وآنه دو مشکی، پنچ تا وآنه یه طلا دوتا گلی

 کنارش، یه نخ آبی دست گیر، بزن اول بنده، توی بنده راهم پر کن از سبز

تِکه:مجموعه ای از انواع رنگ قالی کنار هم

سوف وملیله:چند رنگ قالی که به هم می تابند وزیر اولین رچ قالی با شانه ی قالی میکوبند

دم بدیم:حرف بزنیم صحبت کنیم

ریشه :گره زدن قالی

سرکش :کشیدن ریشه هادر هر رچ قالی قبل از پود دادن وقیچی کردن باقی مانده سرکش را کُرک گویند

سیا:خواندن نقشه قالی با صدای بلند برای خود یا دیگران

بنده:اصطلاحی است در قالی بافی که به شاخه های گلهای قالی میگویند

خواب :در اصطلاح ضخامت قالی را گویند